تبليغاتX
جاودانگی

جاودانگی

شخصی، ادبیات، جامعه

مردم غیور همیشه در صف!

امروز در یک مغازه، یکی از مشتری ها پرسید، کسی می دونه چه خبره، چرا پمپ بنزین ها این قدر شلوغ شده؟ صاحب مغازه گفت: شایعه شده از فردا قراره سهمیه بندی بنزین را بردارن، مردم می خوان آخرین بنزین سهمیه ای شونو بزنن!:)
کسی میدونه این برنامه روی اعصاب چهارخونه کی تموم میشه؟ من یک تحقیق کردم از 34 قسمتی که دیدم تا حالا 12 بار موضوعش فرق گذاشتن بین دو تا دختر خانواده بوده، 22 قسمتش خواستگاری شنبه از هنگامه، 32 قسمتش هم در مورد دعوای رییس شدن منصور و مرادی و فرزاد ودایی جان و... ، 42 قسمتش هم...چی فرمودید؟ جمع اینها از 34 بیشتر شد؟ ای بابا شما خواننده وبلاگ هستید یا معلم ریاضی یا مجری منتقد یا زبونم لال داروغه محله؟! حالا که هرکی به هرکیه و هرکسی میتونه هر کاری دوست داره انجام بده بدون اینکه تخصص، علم یا حتی تجربه شو داشته باشه، چه طوری من نمیتونم 34 قسمت سریال ببینم 185 قسمتشو تحلیل موضوعی کنم؟
حالا که حرف تلویزیون شد اینم بگم که من میخوام برم شب کار بشم، آخه سریال های تکراری که نصفه شب به بعد به بهانه شب کارها پخش میشه مثل ناوارو، کبری11 و... هنوز از خیلی برنامه های روز جذاب تره. اما نمی دونم چه مرضیه که هرشب، هر ساعتی که ناظر پخش حال کنه پخش میشه و هکذا اینکه همه تو یک ساعت با هم پخش میشن!:(

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 2:28  توسط میترا  | 

همين زخمهايي كه نشمرده ايم!

سراپا اگر زرد و پژمرده ايم
ولي دل به پاييز نسپرده ايم
چو گلدان خالي، لب پنجره
پر از خاطرات ترك خورده ايم
اگر داغ دل بود، ما ديده ايم
اگر خون دل بود، ما خورده ايم
اگر دل دليل است، آورده ايم
اگر داغ شرط است، ما برده ايم
اگر دشنه دشمنان، گردنيم
اگر خنجر دوستان، گرده ايم
گواهي بخواهيد، اينك گواه
همين زخمهايي كه نشمرده ايم!
دلي سربلند و سري سر به زير
از اين دست، عمري به سر برده ايم
به باد قیصر امین پور که گویی این شعر را برای امروز ما سروده. انگار این زبان حال همه ماست!
این وبلاگ هم به یاد قیصر:

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 آبان1386ساعت 21:44  توسط میترا  | 

بشنو از نی...

سلام
میترا هستم.
می خواهم این جا بنویسم از آنچه که دوست دارم و ندارم!
نمی دانم این جا دفتر یادداشت من است یا جایی برای تبادل افکار و شریک شدن در احساس و تجربیات! راستش این جا برایم بیگانه است هنوز، مثل دفترچه نویی که هنوز چیزی دز آن نوشته نشده باشد.
این مطلب هم جهت تست وبلاگ است!
همین!

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 آبان1386ساعت 20:14  توسط میترا  |