امروز 37 ساله میشوم.
احساس میکنم تمام شدن دهه 30 را
و حس میکنم نسیم دهه 40 که می وزد!
این روزها ناخواسته از روزهای کودکیم به یاد می آورم. از خاطرات دوری که از هرکدام 30-35 سال گذشته. بعضی به صورت تک فریم، بعضی به صورت کمیک!
دارم پیر میشوم آیا؟
دلم آهنگ روزگار کودکی میخواهد. چرا یادم نمی آید دلکش خوانده بود یا مرضیه؟! ساعت 7 صبح. دیرم شده و حوصله سوال و جواب با مدیر عزیز را ندارم باید سریع تر بروم وقت ندارم بگردم. چوب خطم پره! چوب خط زندگیم هم گویی پره! فعلا، باید برم.
در این روز زیبای تولد برای همه شما که الان اینجایید آرزوی عاقبت به خیری میکنم. این دعای خوب مادربزرگ خوبم بود.
تولدم مبارک!:)
پی نوشت: دلم آقای کافی شاپی را میخواهد که بروم خودم را مهمان قهوه ای تلخ کنم، که اگر آبجو نمیدهد در این ساعات؛ دیگر غر نزند از بوی سیگار صبحگاهی و زیر سیگاری را از جلوی دستم برندارد که وزارت بهداشت ممنوع کرده یا آقای پلیس گفته که دست در سوراخ دماغتان نکنید و خانمها سیگار نکشند و ...!
پی نوشت2: پیشاپیش از دوستانی که کارت وعکس و موسیقی میفرستند برای تولدم، ممنونم:) آخه اینهایی را که گفتم خیلی دوست میدارم!
پی نوشت3: میکروفون را چپانده ام در گوشم، به جای روزگار کودکی عربده میزند در کله سحر که: هدیه رو وانکرده پس فرستاد!
دعا کنید روز روانی باشد امروز، نه روز روانی:))
+ نوشته شده در پنجشنبه 23 خرداد1387ساعت 7:51  توسط میترا
|
و خدا فیلترشکن را آفرید!
+ نوشته شده در سه شنبه 21 خرداد1387ساعت 1:29  توسط میترا
|
یک نخ سیگار دارم و هزار معمای لاینحل!
حسین پناهی
یادشان به خیر! امشب که سراسر به فکر نادر ابراهیمی هستم، اشعار و جمله های پناهی از خاطرم میگذرد!
+ نوشته شده در دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 0:19  توسط میترا
|
اسپانسر زمان خداست!
+ نوشته شده در دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 21:6  توسط میترا
|
پاهایم را چمباتمه میکنم. روی صندلی مینشینم و به صدای باران گوش میدهم.
درد زن بودن. درد مادر بودن. درد همیشگی بودن.
اضطراب سراپای وجودم را فرا گرفته.
صبح صادق مرا فرا میگیرد.
من و رویا در هم فرو میرویم.
حقیقت و خیال یکی میشود.
من مینشنیم. درد برمیخیزد.
این خانه برایت آشناست؟
من خانه به دوشم!
+ نوشته شده در یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 5:20  توسط میترا
|
یعنی سهم من از زندگی یک روز خوش؛ یک خنده از ته دل، یک روز بی تشنج، یک کودکانه آرام نیست؟!
+ نوشته شده در چهارشنبه 8 خرداد1387ساعت 21:12  توسط میترا
|
فکر کردم الان که حس و حال نوشتن در وبلاگم را ندارم، بهتره یک مطلب را دوست عزیزی برایم میل کرده برایتان اینجا بگذارم بخوانید. راستش فضای اینترنت و وبلاگها فضای مجازی پر از دروغ است. این را یک بار دیگر وقتی سایتی داشتم به اسم مستعار در سالهای دور که پربیننده بود و سر همین مسئله بستمش فهمیده بودم. نمی دانم چرا فکر کردم بار دیگر این فضا را امتحان کنم؟ حالا بماند سر فرصت درمورد آن صحبت میکنیم. فعلا دارم سریال 24 را نگاه میکنم، با بازی خوب جک باور. همه چیز این سریال خوب است. پیشنهاد میکنم شما هم اگر آن را ندیدید، به جای اینکه در وبلاگهای دوستانتان هندوانه های الکی قاچ کنید یا در وبلاگ خودتان آدم و عالم را تکه پاره کنید، بروید ببینید. شاید بتوانیم این نگاه که ما مسلمانان را وحشی و تروریست میداند طوری عوض کنیم. پیشنهاد است البته نمی خواهید؟ مشغول باشید لطفا، با شما نبودم!
این میل هم بی ارتباط با این موضوع نیست.
تفاوت كشورهاي
ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست
براي مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است!
اما
كشورهاي جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت
قابل توجهي نداشتند، اكنون كشورهايي توسعه يافته و ثروتمند هستند.
تفاوت كشورهاي
فقير و ثروتمند
در ميزان منابع طبيعي قابل استحصال آنها هم نيست.
ژاپن
كشوري است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوه هايي است كه
مناسب كشاورزي و دامداري نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا
را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناور ميباشد كه مواد خام را
از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر ميكند.
مثال بعدي سويس است.
كشوري
كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نمي آيد اما بهترين شكلاتهاي جهان را توليد
و صادر ميكند. در سرزمين كوچك و سرد سويس كه تنها در چهار ماه سال ميتوان
كشاورزي و دامداري انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد ميشود.
سويس كشوري است كه به امنيت، نظم و سختكوشي مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شده است (بانكهاي سويس).
افراد
تحصیلکرده اي كه از كشورهاي ثروتمند با همتايان خود در كشورهاي فقير
برخورد دارند براي ما مشخص ميكنند كه سطح هوش و فهم نيز تفاوت قابل توجهي
در اين ميان ندارد.
نژاد
و رنگ پوست نيز مهم نيستند. زيرا مهاجراني كه در كشور خود برچسب تنبلي
ميگيرند، در كشورهاي اروپايي به نيروهاي مولد تبديل ميشوند.
پس
تفاوت در چيست؟
تفاوت در رفتارهايي است كه در طول سالها فرهنگ و دانش نام گرفته است.
وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل ميكنيم،
متوجه ميشويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگي خود پيروي ميكنند:
1. اخلاق به عنوان اصل پايه
2. وحدت
3. مسئوليت پذيري
4. احترام به قانون و مقررات
5. احترام به حقوق شهروندان ديگر
6. عشق به كار
7. تحمل سختيها به منظور سرمايه گذاري روي آينده
8. ميل به ارائه كارهاي برتر و فوق العاده
9. نظم پذيري
اما در كشورهاي فقير تنها عده قليلي از مردم از اين اصول پيروي ميكنند.
ما ايرانيان فقير هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبيعي نداريم يا اينكه طبيعت نسبت به ما بيرحم بوده است.
ما فقير هستيم براي اينكه رفتارمان چنين سبب شده است.
ما برای آموختن و رعايت اصول فوق كه (توسط كشورهاي پيشرفته شناسايي شده است) فاقد اهتمام لازم هستيم.
اگر شما اين نامه را براي ديگران نفرستيد:
اتفاقي براي شما نمي افتد،
گربه شما نمي ميرد،
از محل كارتان اخراج نمي شويد،
هفت سال بدبختي بر سرتان آوار نمي شود
و مريض هم نخواهيد شد.
اما اگر ميهن خود را دوست داريد،
اين پيغام را به گردش بياندازيد تا شايد تعداد بيشتري از هموطنانمان مانند شما آن را بفهمند، تغيير كرده و عمل كنند .
+ نوشته شده در شنبه 4 خرداد1387ساعت 18:24  توسط میترا
|